و اینقدر یُسر ِ مع العسرَت را در چشمم فرو نکن،از خودم شرمم می آید !:)
به وقت خنده های شیرین ِ ۲۸ / ۳ / ۹۸ ، پس از گریه های تلخ ِ ۲۷ / ۳ / ۹۸
+هرچند ما به تقدم و زیادت ِ عسرت واقفیم اما شما آنقدر خدایی ، که با یسرهای هرچند کم و کوچکت جانمان را تازه میکنی،قلبمان را راضی میکنی.و چه خوب که شما اینقدر خدایی،به رغم اینهمه نابندگی ِ ما!:)
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاری
چون سبویی تشنه که اندر خواب بیند آب
و اندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را میشناسم من
زندگی را دوست میدارم
مرگ را دشمن
آه اما با که باید گفت
من دوستی دارم که خواهم از او به دشمن التجا بردن
+این شعر اخوان را باید از بر بود ، برای روزهایی که اینچنین سینه ی آدمی تنگ میشود ...:)
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
دیگر هرگز با کسی راجع به منتهای قلبم سخن نخواهم گفت:)
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی
باید برایت سر دهَم روزی!
+جان نه حتی!:)
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی